2010/03/29 در 01:31 (عمومی)
روياي سقوط مي پرورانم ! بلند پروازي شگفت آوريست، وقتي هيچ صعودي در كار نيست! وه كه چه رويايي!
2010/03/30 در 14:12
تاحال به سنگینی شبی سرد رسیدی که فکر میکردی زمانی روی بلندترین قله ی رویای واقعی زندگیت ایستادی در حالی که…؟ هروقت تونستی منظورم رو درک کنی و قسمتی از اون سردی، سنگینی و سیاهی رو درک کنی، پس چند دقیقه خودت رو جای من بزار…
2010/04/03 در 16:47
سروته وایسادی ریکه P: قشنگ بود ها!
2010/04/09 در 14:16
يحتمل سقوطي چون ژان باتيست در سقوط كامو! و شايد هبوط.
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
مرا در مورد نوشتههای تازه به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
هر نوشتهی تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
***د گفت،
2010/03/30 در 14:12
تاحال به سنگینی شبی سرد رسیدی که فکر میکردی زمانی روی بلندترین قله ی رویای واقعی زندگیت ایستادی در حالی که…؟
هروقت تونستی منظورم رو درک کنی و قسمتی از اون سردی، سنگینی و سیاهی رو درک کنی، پس چند دقیقه خودت رو جای من بزار…
نعیمه گفت،
2010/04/03 در 16:47
سروته وایسادی ریکه P:
قشنگ بود ها!
ققنوس خیس گفت،
2010/04/09 در 14:16
يحتمل سقوطي چون ژان باتيست در سقوط كامو! و شايد هبوط.